
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری دانشجو_امیرعلی فتحی؛ روزی که بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (ره)، فریاد «آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند» را در صحن مدرسه فیضیه طنینانداز کردند، بسیاری از تحلیلگران دنیا آن را یک شعار آرمانی پنداشتند.
همچنین رهبر شهید انقلاب هم با نگاهی فراتر از معادلات مادی، اخراج آمریکاییها از منطقه غرب آسیا را نه یک گزینه سیاسی، که یک تکلیف الهی و مقصدی قطعی میدانستند.
اما آن روزها، پایگاههای نظامی آمریکا همچون زخمهایی چرکین بر پیکر امت اسلامی بودند و آرزوی «خاورمیانه بدون سرباز آمریکایی» برای خیلیها به یک خیال دوربه نظر می رسید .
امروز اما، خون پاک شهیدان قدس، از حاج قاسم سلیمانی تا سرداران پاکپور، حاجیزاده و تنگسیری این درخت تناور را به ثمر نشانده است.
آنچه دیروز یک آرزو بود، امروز در قاب واقعیت نشسته است: آمریکاییها نه با انتخاب خود، که با فریاد و زیر ضربات پیاپی جبهه مقاومت، در حال ترک کامل منطقهاند.
برای دههها، دیکتاتوری رسانهای غرب به ما قبولانده بود که امنیت خلیج فارس و غرب آسیا بدون چتر نظامی آمریکا فرومیریزد. اکنون که گرد و غبار خیزش منطقه فرو نشسته، یک حقیقت برهنه در برابر چشمان جهانیان قرار گرفته است ؛ هر جا چکمههای آمریکایی حضور داشته، خون، آتش و ناامنی جاری شده است.
تاریخ معاصر ما مملو از این تناقض است؛ از اشغال افغانستان و عراق گرفته تا فتنه داعش که بسیاری از اسناد، آن را محصول مستقیم آزمایشگاههای امنیتی واشنگتن میدانند.
در نبود اغیار، کشورهای منطقه به این بلوغ راهبردی رسیدهاند که امنیت، کالایی نیست که بشود آن را از پنتاگون خرید و بدون شک امنیت پایدار، در گرو اعتماد متقابل، ائتلافهای درونزا و قدرتهای بومی است.
وقتی ناوگانهای اقیانوسپیما از تنگه هرمز و بابالمندب دور شوند، خورشید برادری اسلامی طلوع خواهد کرد.
این وعده صادق رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله علی خامنهای بود که سالها پیش با بصیرتی پیامبرگونه فرمودند: «امنیت منطقه تنها با بیرون راندن بیگانگان و با همکاری کشورهای خود منطقه تأمین خواهد شد؛ آنها میآیند تا امنیت را از ما بگیرند، نه اینکه برای ما امنیت بیاورند.» این جمله، امروز دیگر یک تحلیل نیست، یک تجربه عینی و قطعی است.
مکتب لیبرال-کاپیتالیستی حاکم بر کاخ سفید، امنیت متحدانش را به قیمت روز در بازار سیاست میفروشد. برای واشنگتن، ناامنیهای کنترلشده، یک ابزار راهبردی برای باجگیری از کشورهای ثروتمند منطقه و توجیه حضور نظامیاش بوده است.
آیا زمانی که پهپادهای فوقپیشرفته آمریکایی بر فراز میادین نفتی عربستان پرواز میکردند، اما در برابر ضربه موشکی مقاومت حتی قادر به واکنش نبودند، این تعهد به امنیت نبود که رسوا شد؟ اعترافات مقامات غربی خود گویای این خیانت است.
تحلیلگر کهنهکار سی. ان. ان، فرید زکریا، چندی پیش نوشت: «هزینههای حضور نظامی ما در خلیج فارس دیگر هیچ توجیه عقلانی ندارد و ما صرفاً در حال حفاظت از منافع اسرائیل هستیم، نه امنیت آمریکا.»
رهبر شهید انقلاب امام خامنهای، در واپسین سالهای حیات پربرکت خود، پرده از این ریاکاری برداشتند و با قاطعیت فرمودند: «آمریکاییها به دنبال امنیت منطقه نیستند؛ آنها به دنبال سلطه بر منطقهاند. فرق است بین امنیت و سلطه. هر جا وارد شدند، یا فتنه آفریدند یا رفتند و پشت سرشان را هم نگاه نکردند.»
این حقیقت تاریخی است که ترجمه عملی آن را در خروج مفتضحانه از افغانستان و رها کردن هزاران مهره وابسته دیدیم. آمریکا فقط تا زمانی متعهد به امنیت دیگران است که منافع نامشروعش تأمین شود وگرنه همان متحدان، خوراک بعدی فتنههای آنان خواهند بود.
اخراج آمریکاییها از منطقه یک اتفاق شبانه نبود؛ نتیجه مستقیم تغییر موازنه قوا و قدرتی است که امروز اتاقهای فکر دشمن را به وحشت انداخته است.
اینجا صحنه اعترافات تلخفرماندهان ارشد امریکایی است. ژنرال کنت مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، در گزارش خود به کنگره آمریکا اذعان کرد: «ایران در حوزه موشکهای بالستیک و کروز به نقطهای رسیده که هرگونه درگیری نظامی در منطقه را برای ما فاجعهبار خواهد کرد. آنها میتوانند در عرض چند دقیقه تمام پایگاههای ما را به جهنم تبدیل کنند.»
چنین قدرتی تصادفی به دست نیامده است. این ثمره ایستادگی بر همان اصولی است که امام راحل ترسیم کردند و رهبر شهید، با هدایت نسل جوان مؤمن و انقلابی، آن را به درختی تنومند بدل ساختند.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































