
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری دانشجو، کاهش یا توقف کمکها و فروشهای نظامی آمریکا به اسرائیل این روزها به موضوعی داغ تبدیل شده است. در ماه آوریل، اکثریت سناتورهای دموکرات با فروش ۲۹۵ میلیون دلار بولدوزر زرهی و ۱۵۱ میلیون دلار بمبهای ۱۰۰۰ پوندی به اسرائیل مخالفت کردند. این تغییری مهم بود. از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، سناتور برنی سندرز چهار طرح برای جلوگیری از فروش سلاح به اسرائیل ارائه کرده است. رأیگیری آوریل نخستینبار بود که اکثریت دموکراتهای سنا به او پیوستند.
نارضایتی دموکراتهای سنا هر روز نسبت به کشتار رژیم صهیونیستی در غزه و اشغال تدریجی هرچهبیشتر کرانه باختری بیشتر میشوند. اما پیشنهاداتی برای استفاده اهرمی از کمک سالانه ۳.۸ میلیاردی آمریکا برای تغییر رفتار این رژیم یا تنبیه آن، پیش از ۷ اکتبر و حتی پیش از روی کار آمدن دوباره بنیامین نتانیاهو نیز مطرح بود. در چرخه انتخاباتی ریاستجمهوری ۲۰۲۰ آمریکا، برنی سندرز پیشنهاد داد کمکها مشروط به وادارکردن نتانیاهو به مذاکره با فلسطینیها شود. در همان دوره، پیت بوتجیج نیز اعلام کرد اگر رژیم صهیونیتسی کرانه باختری را اشغال، کمکها باید قطع شود؛ هرچند بعداً این موضع را تعدیل کرد. الیزابت وارن نیز گفته بود همه گزینهها، از جمله تعلیق کمکها در صورت ادامه اشغال روی میز است.
من با پایان کمکها به اسرائیل موافقم. نخستینبار در سال ۲۰۲۰، در نشریه فارن پالیسی درباره آن نوشتم و سپس در ۲۰۲۴ این ایده را گسترش داده و استدلال کردم که رژیم صهیونیستی دارای یک اقتصاد صنعتی پیشرفتهای بوده و سرانه تولید ناخالص داخلی آن حتی از اعضای ناتو نیز بالاتر است. بنابراین اسرائیل توان پرداخت هزینههای خود را دارد. در نتیجه، یادداشت تفاهم دهسالهای که این کمکها را پوشش میدهد و در سال ۲۰۲۸ تمدید میشود و تا ۲۰۳۸ ادامه خواهد داشت، باید آخرین توافق از این نوع باشد.
من تنها کسی نیستم که از پایان کمکها حمایت میکند. یوسی بئیلین، عضو سابق پارلمان رژیم صهیونیستی و دنیل کورتزر، سفیر سابق آمریکا در سرزمینهای اشغالی نیز در سال ۲۰۲۰ چنین پیشنهادی را در نشریه نشنال اینترست مطرح کردند. ویکتوریا کوتس و رابرت گرینوِی نیز در گزارش سال ۲۰۲۵بنیاد هریتیج استدلال مشابهی ارائه دادند. دنیل سَمِت، عضو اندیشکده امریکن اینترپرایز نیز در مقالهای برای والاستریت ژورنال چنین نظری داشت. آمیت هالوی، عضو حزب لیکود در کنست نیز از جدیترین مدافعان کاهش تدریجی کمکها و رسیدن به استقلال راهبردی رژیم بوده است.
اما با وجود حمایت من از این ایده، پیامدهایی وجود دارد که باید در نظر گرفت. نخست اینکه مخالفان کمک به اسرائیل آن را نوعی «هدیه» میدانند، در حالی که طبق یادداشت تفاهم، اسرائیل موظف بوده کل این پول را در داخل آمریکا خرج کند؛ امری که هزاران شغل در آمریکا میآفریند. منتقدان میگویند سیاست خارجی نباید بر اساس اشتغال در شرکتهایی مانند بوئینگ و ریثیاون تنظیم شود. با این حال، اگر اسرائیل ۳۸ میلیارد دلار طی ۱۰ سال در آمریکا خرج نکند، ممکن است برخی آمریکاییها شغل خود را از دست بدهند؛ موضوعی که برای اعضای کنگره دشواری ایجاد میکند.
دوم اینکه، اگرچه توقف تدریجی کمکها آمریکا را کمتر درگیر اقدامات اسرائیل میکند، اما این تصور که اسرائیل به واسطه آن مهار خواهد شد، بعید است. حتی اگر اسرائیل دیگر بمب ۱۰۰۰ پوندی از آمریکا نخرد، این به معنای نبود چنین سلاحهایی در زرادخانه ارتش اسرائیل نیست. در اوایل ۲۰۲۵، رژیم صهیونیستی دو قرارداد به ارزش ۲۷۴ میلیون دلار با شرکت «البیت سیستمز» برای تولید بمبهای سنگین و مواد اولیه مرتبط امضا کرد. با حرکت اسرائیل به سمت خودکفایی، اهرم فشار واشنگتن نیز کاهش خواهد یافت؛ هرچند من معتقدم این ایده که آمریکا واقعاً اهرم بزرگی دارد، اغراقآمیز است.
از زمان ۷ اکتبر و تحت تأثیر واکنش برخی سیاستمداران آمریکایی، رژیم صهیونیستی در حال بازگشت به مفهوم خودکفایی است. نتانیاهو که سابقه وزارت دارایی دارد، حتی فراتر رفته و گفت این رژیم باید به سمت اقتصاد خودکفا حرکت کند. البته اسرائیل همچنان به خرید جنگندهها و تجهیزات بزرگ از آمریکا نیاز خواهد داشت، اما در تولید مهمات، پهپادها، سامانههای ضدپهپاد، دفاع هوایی و فناوری هوش مصنوعی توانمند است؛ حوزههایی که در جنگهای اوکراین و ایران اهمیت حیاتی یافتهاند.
آیا پایان کمکهای نظامی به اسرائیل بر کمک سالانه ۱.۳ میلیارد دلاری به مصر اثر میگذارد؟ بعید است قانونگذاران به این پیامد توجه کافی کرده باشند. رابطه آمریکا و مصر هرگز به اندازهای که انور سادات به هنری کیسینجر قبولاند، موفق نبوده است. مصر همچنان ناقض حقوق بشر بوده، دارای روابط جامع با چین و روسیه است و در بسیاری از پروژههای منطقهای حضور فعال ندارد.
برخلاف تصور رایج، ارتباط رسمی مستقیمی بین کمکهای نظامی به رژیم صهیونیستی و مصر وجود ندارد. اما این کمکها به طور غیررسمی ستون ثبات روابط مصر و این رژیم بودهاند. صهیونیستها نیز این موضوع را درک کرده و گاهی برای حفظ این کمکها به کنگره لابی میکند. اگر کمک به رژیم قطع شود، بحث درباره کمک به مصر نیز طبیعتاً مطرح خواهد شد.
برای حفظ کمک به مصر و قطع همزمان کمکها به رژیم، حامیان باید استدلالهایی غیر از توافق صلح ارائه کنند؛ مانند نقش آن در ثبات منطقهای یا جلوگیری از نزدیکترشدن قاهره به پکن. اما این استدلالها چندان قوی نیستند. مدتهاست که مصر توان تعیین مسیر منطقه را نداشته و روابطش با چین نیز گسترده است.
قویترین استدلال شاید این باشد که این کمکها هزینه بزرگی برای آمریکا نبوده و نفوذ محدودی در قاهره میآفریند. اما حتی این نیز ممکن است در برابر فشار سیاسی برای کاهش کمکها دوام نیاورد.
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































