
در روزهایی که حاشیههای دریافت ویزا و تغییر کمپ تیم ملی از آمریکا به مکزیک، بیشتر از مسائل فنی درباره آینده ایران در جام جهانی خبرساز شده، شاید مهمترین اتفاق واقعی داخل زمین، آرام و بیسروصدا در حال شکل گرفتن باشد؛ ظهور یک هافبک جوان که میتواند معادلات خط میانی تیم ملی را تغییر دهد.
مصدومیت روزبه چشمی در نگاه اول شاید فقط یک خبر تلخ برای کادرفنی به نظر برسد؛ بازیکنی باتجربه که امیر قلعهنویی همیشه روی شخصیت، تجربه و تواناییهای تدافعیاش حساب ویژهای باز کرده است. اما فوتبال گاهی دقیقاً از دل همین اتفاقات اجباری، چهرههای جدید میسازد. حالا پنجرهای باز شده که شاید بزرگترین برندهاش امیرمحمد رزاقینیا باشد.
رزاقینیا در استقلال نشان داد صرفاً یک هافبک جنگنده نیست. او برخلاف بسیاری از هافبکهای دفاعی فوتبال ایران، فقط تخریبکننده بازی حریف نیست؛ قدرت حمل توپ، بازیخوانی و مهمتر از همه شجاعت پاس رو به جلو دارد. همان ویژگیای که سالهاست در خط میانی تیم ملی کمتر دیده میشود.
رزاقینیا که در باشگاه دقیقاً همپست و همتیم چشمی است، حالا فرصتی بینظیر یافته تا خود را به آمریکا برساند اما نکته مهمتر، احتمال فیکس شدن او در کنار سعید عزتاللهی است. اگر قلعهنویی بخواهد با سیستم تکمهاجم و دو هافبک دفاعی بازی کند که با توجه به حساسیت مسابقات جام جهانی محتملترین گزینه به نظر میرسد، رزاقینیا میتواند مهره طلایی این چیدمان باشد.
احتمال فیکس شدن رزاقینیا زمانی قوت میگیرید که به عملکرد ضعیف محمد قربانی در تیم ملی رجوع کنم؛ قربانی هرچند در لیگ امارات آمار قابل قبولی دارد اما در بازیهای اخیر ملی هرگاه فیکس بازی کرده، نتوانسته انتظارات را برآورده کند. فقدان سرعت انتقال و اشتباهات موقعیتگیری در بازیهای دوستانه، خیال کادرفنی را برای اعتماد به او در مرحله گروهی راحت نمیکند.
قربانی دوندگی و فیزیک مناسبی دارد اما در بازیهای ملی، مخصوصاً مقابل تیمهایی که مالکیت بالاتری دارند، هنوز در انتقال سریع توپ و خروج از فشار، آن اطمینان لازم را ایجاد نکرده است. تیم ملی برای بازی در سطح جام جهانی فقط به بازیکنی نیاز ندارد که توپ بگیرد و دفع کند؛ بلکه به هافبکی احتیاج دارد که بعد از توپگیری، جریان بازی را هم تغییر دهد. اینجاست که رزاقینیا میتواند تبدیل به سورپرایز بزرگ ایران شود.
رزاقینیا بازیکنی است که هم میتواند نقش تخریبکننده (میانمیدان دفاعی خالص) را ایفا کند و هم در شروع حمله، با پاسهای ساده و هوشمندانه، توپ را به عزتاللهی برساند تا او مسئولیت بازیسازی پیشرفته را برعهده بگیرد. این دو در صورت هماهنگی، یک زوج مکمل خواهند ساخت. ضمن اینکه در تورنمنتی مثل جام جهانی که میانگین دوندگی هر بازیکن از ۱۰کیلومتر فراتر میرود، حضور یک هافبک 20ساله با قدرت ریکاوری بالا، یک مزیت تاکتیکی محسوب میشود. رزاقینیا از نظر پوشش فضاهای خالی و دویدنهای برگشتی، آماری بهتر از چشمی در دو فصل اخیر دارد. او از آن دسته بازیکنانی است که شاید هنوز نامش در تیترهای بزرگ نباشد اما دقیقاً مناسب فوتبال تورنمنتی است؛ بازیکنی با انرژی بالا، پرسپذیری کم، قدرت پوشش فضا و جسارت بازی رو به جلو. حتی از نظر شخصیتی هم نشانههای یک بازیکن بزرگ را دارد؛ آرام، کمحاشیه و با اعتمادبهنفس در بازیهای بزرگ.
شاید تا چند ماه قبل، حضور او در لیست نهایی جام جهانی هم دور از ذهن به نظر میرسید اما حالا حتی احتمال فیکس شدنش کنار عزتاللهی هم دیگر سناریوی عجیبی نیست. مخصوصاً اگر کادرفنی به این جمعبندی برسد که تیم ملی برای عبور از فاز تدافعی به هجومی، به هافبکی مدرنتر احتیاج دارد.
منبع : سایت ایران آنلاین

















































