
به گزارش برنا، این گزارش با کالبدشکافی دقیق فرآیند واردات، نشان میدهد که سودآوری این تجارت بهویژه با تکیه بر مدیریت ارز، همچنان موتور محرک تأمین کالا باقی مانده است؛ اما تداوم این روند در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، نیازمند بازتعریف توازن میان حاشیه سود واردکننده و توان واقعی مصرفکنندهای است که حالا برای تأمین پروتئین، باید سهم بزرگی از درآمد ماهانه خود را هزینه کند.
شاخص سهم از درآمد
نسبت قیمت یک کیلوگرم گوشت به کل درآمد ماهانه است. در حالی که در کشورهای توسعهیافتهای مانند آمریکا و امارات، خرید یک کیلوگرم گوشت گوسفندی تنها ۰.۴ درصد از درآمد ماهانه یک شهروند را به خود اختصاص میدهد، این رقم در ایران به مرز ۶.۹ درصد رسیده است. به زبان ساده، یک کارگر یا کارمند ایرانی برای تامین تنها یک کیلوگرم گوشت گوسفند، باید حدود ۱۷ برابر بیشتر از یک شهروند آمریکایی از سهم درآمد ماهانه خود هزینه کند. این شکاف نشاندهنده خروج تدریجی پروتئین قرمز از سبد غذایی طبقات متوسط و ضعیف جامعه است.

درآمد دلاری و تله تورم ارزی
نکته کلیدی در این تحلیل، درآمد خالص ماهانه است. ایران با میانگین درآمد ۱۷۵ دلار (با احتساب دلار ۱۷۴ هزار تومانی)، کمترین میزان درآمد را حتی در مقایسه با کشورهایی نظیر پاکستان (۲۰۰ دلار) و هند (۳۰۰ دلار) داراست. اگرچه قیمت مطلق گوشت در ایران (۱۲ دلار برای گوسفند و ۸.۵ دلار برای گاو) از کشورهایی مثل آمریکا و امارات کمتر است، اما به دلیل ناچیز بودن سطح درآمد دلاری، این قیمتهای پایینتر جهانی هم برای مصرفکننده داخلی «بسیار گران» محسوب میشوند. در واقع، مشکل اصلی بازار ایران قیمت جهانی گوشت نیست، بلکه کاهش ارزش پول ملی و به تبع آن، ناچیز شدن قدرت خرید است.
مقایسه منطقهای؛ ایران در برابر همسایگان
مقایسه ایران با کشورهای منطقه نظیر عراق و ترکیه نیز نتایج قابل توجهی دارد. در عراق با وجود قیمت بالاتر گوشت گوسفندی نسبت به ایران (۱۲.۵ دلار)، سهم آن از درآمد تنها ۲.۳ درصد است؛ چرا که درآمد ماهانه در این کشور حدود ۳ برابر ایران برآورد شده است. حتی در ترکیه که خود با چالشهای تورمی دست و پنجه نرم میکند، سهم گوشت از درآمد (۲ درصد) به مراتب وضعیت بهتری نسبت به ایران (۶.۹ درصد) دارد. این موضوع نشان میدهد که فشار معیشتی در ایران به شکلی استثنایی از استانداردهای منطقهای نیز فاصله گرفته است.
دادههای جدول نشان میدهد که با نرخ دلار ۱۷۴ هزار تومانی، مفهوم «امنیت غذایی» در ایران وارد فاز بحرانی شده است. وقتی تامین ابتداییترین نیازهای پروتئینی، سهم بزرگی از درآمد را میبلعد، هزینههای جانبی نظیر مسکن، آموزش و بهداشت به حاشیه رانده میشوند. این گزارش تایید میکند که بدون اصلاح ساختارهای درآمدی و مهار نرخ ارز، گوشت قرمز در سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نه یک کالای مصرفی، بلکه به یک «کالای لوکس» در سبد خانوارهای ایرانی تبدیل خواهد شد.
نکته قالب توجه این است که کشورهای با درآمد بالا (مثل آمریکا و امارات): اگرچه قیمت گوشت در این کشورها به دلار بالاتر است، اما به دلیل حقوقهای بسیار بالا، خرید ۱ کیلو گوشت کمتر از ۰.۵درصد درآمد ماهانه فرد را میگیرد. ایران: قیمت گوشت به دلیل نوسانات ارزی و هزینههای تمامشده تولید، نسبت به میانگین درآمدهای ریالی (تبدیل شده به دلار)، سهم نسبتاً بالایی از سبد درآمدی خانوار را به خود اختصاص میدهد. هند و پاکستان: قیمت گوشت ارزان است، اما به دلیل درآمد سرانه بسیار پایین، «توان خرید» برای طبقات متوسط و ضعیف همچنان چالشبرانگیز است.

قیمت گوشت در خرداد سال جاری
قیمت انواع گوشت قرمز در نیمه خرداد ۱۴۰۵ در بازه قیمتی ۹۹۸ هزار تا ۲ میلیون و ۶۰۵ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم تثبیت شده است؛ به طوری که در این لیست، گوشت گوساله مغز ران ممتاز با ۲ میلیون و ۶۰۵ هزار تومان و ماهیچه گوسفندی با ۲ میلیون و ۱۵۰ هزار تومان در صدر گرانترین اقلام قرار دارند، در حالی که گوشت قلوهگاه گوسفند با قیمت ۹۹۸ هزار تومان اقتصادیترین گزینه محسوب میشود و سایر اقلام از جمله ران گوسفند و گوساله، سردست و راسته، بازه قیمتی بین یک میلیون و ۱۰۰ هزار تا یک میلیون و ۷۲۳ هزار تومان را به خود اختصاص دادهاند که بر اساس آمارها، این قیمتها نسبت به ابتدای هفته تغییر چندانی نداشته و وضعیت عرضه محصولات نیز در شرایط باثبات و بدون کمبود گزارش شده است.
نوسانات قیمت گوشت منجمد گوساله در بازار تهران (نیمه خرداد ۱۴۰۵)
بررسیهای میدانی و آمارهای ثبتشده در تاریخ ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵، حکایت از تثبیت نرخها و در عین حال تغییرات معنادار نسبت به بازههای زمانی بلندمدت در بازار گوشت منجمد گوساله دارد. این گزارش به بررسی جزئیات قیمتگذاری قطعات مختلف و مقایسه شاخصهای سالانه میپردازد.

وضعیت نرخگذاری قطعات در بازار تهران
طبق آخرین پایش صورت گرفته در روز چهارشنبه ۱۳ خرداد، قیمتها بر اساس قطعات بدنه با تفاوت قابلتوجهی عرضه میشوند. در حال حاضر، «ران گوساله منجمد» با میانگین قیمت ۱۲،۷۵۰،۰۰۰ ریال، گرانترین قطعه در سبد عرضه است. در مقابل، «قلوهگاه» با حداقل قیمت ۸،۶۰۰،۰۰۰ ریال به عنوان اقتصادیترین گزینه برای مصرفکنندگان شناخته میشود. قطعاتی نظیر گردن و سردست نیز در بازه قیمتی ۱۱،۵۰۰،۰۰۰ تا ۱۲،۵۰۰،۰۰۰ ریال در نوسان هستند که نشاندهنده تمرکز تقاضا بر این بخش از بازار است.
مقایسه شاخصهای قیمتی و تورم نقطه به نقطه
نگاهی به ارقام ثبتشده نشان میدهد که میانگین کل قیمت گوشت منجمد گوساله در اواسط خردادماه به رقم ۱۱،۳۰۰،۰۰۰ ریال رسیده است. این در حالی است که میانگین سال جاری تاکنون ۱۰،۱۱۶،۳۲۷ ریال بوده که نشاندهنده یک شیب صعودی ملایم در ماههای اخیر است. با این حال، نگرانکنندهترین بخش آمار مربوط به مقایسه با سال گذشته است؛ جایی که میانگین قیمت از ۶،۹۲۰،۸۲۸ ریال به رقم فعلی رسیده که حاکی از رشد چشمگیر قیمتها در مقیاس سالانه است.
تحلیل روند بازار و پیشبینی میانمدت
ثبات قیمتها در سقف ۱۳،۰۰۰،۰۰۰ ریال (برای باکیفیتترین قطعات) نشان میدهد که بازار در حال حاضر به یک نقطه تعادل نسبی رسیده است. با توجه به اینکه میانگین فعلی بازار (۱۱.۳ میلیون ریال) بالاتر از میانگین سال جاری است، انتظار میرود در صورت عدم تغییر در سیاستهای وارداتی یا توزیع، فشار تقاضا در ماههای پیشرو همچنان بر روی قطعات ارزانتر مانند قلوهگاه باقی بماند. کارشناسان معتقدند حفظ فاصله قیمتی میان قطعات لوکس و مصرفی، استراتژی اصلی عرضهکنندگان برای کنترل جریان نقدینگی در بازار است.
چرا واردات گوشت منجمد همچنان «معدن طلا» است؟
برخلاف ظاهر پرمخاطره، هجوم فعالان اقتصادی به بازار واردات گوشت منجمد نشاندهنده جذابیتهای مالی است که فراتر از محاسبات کاغذی است. در حالی که نرخ دلار ۱۷۴ هزار تومانی فشار را بر مصرفکننده نهایی به اوج رسانده، اما ساختار سودآوری در این تجارت به گونهای تنظیم شده که واردکنندگان بزرگ را به سودهای نجومی میرساند.
مهندسی هزینه تمامشده
تحلیل دقیق هزینههای واردات نشان میدهد که قیمت خرید جهانی (FOB) در بازارهای مبدأ مانند برزیل و هند، بین ۴.۵ تا ۵.۵ دلار است. با افزودن هزینههای لجستیک، بازرسی و بیمه (حدود ۲۰ درصد)، قیمت نهایی کالا پشت درب گمرک ایران به ۵.۵ تا ۶.۲ دلار میرسد.
با نرخ دلار آزاد، هر کیلو گوشت بین ۹۵۷ هزار تا ۱ میلیون و ۷۸ هزار تومان برای واردکننده هزینه برمیدارد. با توجه به قیمت فروش ۱.۱۳ میلیون تومانی در بازار تهران، سود ظاهری شاید «منطقی» به نظر برسد، اما جادوی اصلی در «تناژ بالاست»؛ جایی که سود ۱۰۰ هزار تومانی در هر کیلوگرم، در محمولههای هزار تنی به ارقام میلیاردی و وسوسهانگیز تبدیل میشود.
میانبُر رسیدن به سودهای ۴۰ درصدی
آنچه این تجارت را از یک فعالیت اقتصادی عادی به یک «رانت استراتژیک» تبدیل میکند، تفاوت نرخ ارز است. کلید اصلی ثروتهای بادآورده در این بخش، دسترسی به ارز حمایتی یا تالارهای ثانویه است. حتی اگر واردکننده موفق شود تنها ۱۰ درصد ارزانتر از نرخ بازار ارز تهیه کند، تمام هزینههای جانبی پوشش داده شده و سود خالص از مرز ۳۰ تا ۴۰ درصد عبور میکند. این شکاف قیمتی، همان انگیزهای است که باعث میشود صف واردات گوشت هرگز خلوت نشود.
بیشترین حاشیه سود درجیب چه کسانی است؟
بیشترین حاشیه سود نه در سفره مردم، بلکه در کانتینرهایی است که از هند راهی کارخانجات فرآوردههای گوشتی میشوند. قیمت ۴.۵ دلاری گوشت هندی (گاومیش) عملاً دست واردکننده را باز میگذارد تا با هزینهای بسیار ناچیز، مواد اولیه صنایع سوسیس و کالباس را تأمین کند. در این بخش از بازار، سود خالص به راحتی از ۲۰۰ هزار تومان در هر کیلوگرم فراتر میرود؛ سودی تضمینشده و با ریسک توزیع بسیار پایین.
هزینههای جانبی؛ اهرم فشار برای افزایش قیمت
منبع : خبرگزاری برنا


































![ادعای رسانه سعودی: لبنان و اسرائیل به آتشبس دست یافتند / ادعای ترامپ درباره زمان توافق: اگر اتفاق بیفتد، ممکن است آخر هفته به نتیجه برسد / آنها خیلی به امضای سند نزدیک هستند / دوست دارم موضوع لبنان را [از ایران] جدا کنم / معاون اندیشکده کوئینسی: ایران دیگر بازیِ «یک ضربه در مقابل یک ضربه» را کنار گذاشته؛ در برابر هر حمله «حداقل ۱/۵ برابر محکمتر» تلافی میکند](/news/u/2026-06-04/entekhab-wse2x.jpg)














